تبلیغات
خونه آبجی کوچول | My Souvenir's - مطالب خرداد 1388



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 24 خرداد 1388-02:50 ب.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

دلتنگی

بعضی وقتها ادمهایی که همیشه عزیز بودن و همین بودنشون باعث میشده سر از عزیز بودنشون در نیاری که دور میشن یهویی انگار بند دلت پاره میشه....انگار یهویی تمام لحظه هات پر میشه از بودنشون...از یاد و خاطراتشون....از مهربونیهاشون...

دور شدن و دور بودنشون سخته اما مثل همیشه گذر زمان به داد ادم میرسه....خو میگیری به نبودشون...که باشن اما دور...که دل خوش کنی به شنیدن گاه گاه صداشون از پشت خطهای تلفن و راضی باشی به صدایی که دوره... و تو سعی میکنی اخرین تصویری که از اون ادما توی ذهنت مونده رو توی فاصله بیاد بیاری ...

دلتنگیهات میشه مثل بارون بهار...گاهی نم نم ...گاهی تند تند...

تا وقتی توی اغوشت نگرفتیشون انگار معلوم نمیشه اون همه دلتنگی تا به حال کجا جمع شده بوده....انگار تازه میفهمی چقدر نبودنشون سخت بوده و چقدر بودنشون اونم اینهمه نزدیک باعث التیامه....

میدونم عمر این نزدیک بودنه خیلی کمه....که خیلی زودتر از چشم به هم زدنی باز باید توی اغوششون جا بگیرم و اینبار برای خداحافظی !اما هر چند کم ,بهترین حس بود توی این روزهای دلگیر...

madari roozat mobarak..kash alan pishet boodam va dastanat ra boose baran mikardam...



نظرات()