تبلیغات
خونه آبجی کوچول | My Souvenir's - تخته سیاهی بر دیوار کلاس



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 13 خرداد 1385-09:06 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

تخته سیاهی بر دیوار کلاس

همگی به صف ایستاده بودند. تا از آنها پرسیده شود . نوبت به او رسید. از او پرسیدند : دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟ گفت : میخواهم به دیگران یاد بدهم. پذیرفته شد. چشمانش را بست. باز کرد. دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ در آمده است. با خود گفت : حتما اشتباهی رخ داده . من که این را نخواسته بودم. سالها گذشت. روزی داغی اره را روی کمر خود حس کرد. با خود گفت : و این چنین عمر به پایان رسید و من بهره خود را از زندگی نگرفتم. با فریادی غمبار سقوط کرد. با صدایی غریب که از روی تنش بلند می شد ، به هوش آمد. حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاسی شده بود.


نظرات() 
نوع مطلب : عمومی 
Why is my Achilles tendon burning?
جمعه 17 شهریور 1396 02:56 ب.ظ
I don't know whether it's just me or if everybody else encountering problems with your website.
It appears like some of the text on your posts are
running off the screen. Can someone else please comment
and let me know if this is happening to them as well?
This might be a issue with my browser because I've had this happen previously.
Cheers
How we can increase our height?
جمعه 10 شهریور 1396 07:53 ق.ظ
Unquestionably consider that that you stated. Your favourite reason appeared to be at the internet the easiest thing to remember of.
I say to you, I definitely get annoyed even as
other folks think about concerns that they just do not recognize about.

You managed to hit the nail upon the top and also outlined out
the entire thing without having side effect , folks can take a
signal. Will probably be back to get more. Thank you
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:18 ب.ظ
Hi there! Someone in my Facebook group shared this website with us so I came to give it a look.
I'm definitely enjoying the information. I'm bookmarking and will be tweeting
this to my followers! Excellent blog and excellent design and style.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 06:13 ب.ظ
My brother recommended I might like this blog.
He was entirely right. This post truly made my day. You cann't imagine simply how much time I had spent for this information! Thanks!
BHW
شنبه 19 فروردین 1396 03:18 ب.ظ
Thanks for finally writing about >خونه آبجی کوچول |
My Souvenir's - تخته سیاهی بر دیوار کلاس <Loved it!
باران
سه شنبه 16 خرداد 1385 10:06 ق.ظ
عصاره ی وجودم از آن تو شد و من در تو غرق ...
سلام
موفق باشین
در پناه حق ...
حسین
دوشنبه 15 خرداد 1385 08:06 ق.ظ
salam abji joon . ey val . damet garm
آرمان
دوشنبه 15 خرداد 1385 06:06 ق.ظ
سلام آبجی خانوم..قدیما بیشتر از ما احوال میگرفتی هاااااا
خیلی قشنگ بود جدا..داری غوغا میکنی هااااا...
بابا تودیگه کی هستی؟..دست شیطونو بستی......

اومدم خبر بدم به روز کردم..قالب رو هم عوض کردم....بیا ببین چطوره...

پسر ایران (Mehdiii)
دوشنبه 15 خرداد 1385 06:06 ق.ظ
سلام
خیلی خیلی قشنگ بود
مررررررررررررسی
موفق باشی
M4ry4M
یکشنبه 14 خرداد 1385 11:06 ق.ظ
ali booooooooodddddddddddddd
سروش
شنبه 13 خرداد 1385 11:06 ق.ظ
very goooooooooooooooood
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر