Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 8 آذر 1389-01:19 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

دروغ...

دارد به مادرش دروغ می‌گوید، دوستم. مادرش دلش را ندارد که بشنود دختر پا به ماهش تمام شب راه رفته و خسته شده و کمرش یک لحظه آرام نگرفته ... به مادرش دروغ می‌گوید. رنگش پریده. هنوز خسته است. من هم خیلی وقتها به مادرم دروغ گفته‌ام. به دروغ گفته‌ام که حالم خوب است. به دروغ گفته‌ام که خسته نشده‌ام. به دروغ گفته‌ام که خوب خوابیده‌ام که نگران نیستم که اصلا نمی‌ترسم. دروغ گفته‌ام و از داربست‌ها بالا رفته‌ام. دروغهایی که به مادرم گفته‌ام جاهایی از زندگی‌ام است که آنقدر ترسیده‌ام که دلش را نداشته‌ام مادرم را بترسانم. که آنقدر خسته بوده‌ام که نخواستم که مادرم را غصه بدهم. دروغهایی که به مادرم گفته‌ام تکه‌هایی از من پشت پرده، من غمگینی است که پشت دختر شاد خودش را پنهان کرده است. من ترسویی که خزیده پشت زن شجاع. من ضعیفی که قایم شده زیر سایه تصویری قوی که برای مادرم ساخته‌ام. که مادرم باور کند که تاب زندگی کردن دارم، توی این دنیایی که گاهی همه چیز اینقدر سخت می‌شود.



نظرات() 
یکی مثه تو
دوشنبه 15 آذر 1389 11:49 ب.ظ
اینو بدون همه مامانا از رنگ نگا وزنگ صدا احساستو میفهمن *اگه یه روزی صدای ضبط شده کودکیتو بشنوی تو صدای خودتو نمیشناسی ولی مادرت اگه 40 دسی بل هم افت شنوایی داشته باشه فوری صداتو میشناسه واسه همینه که میگن اگر سرمزار مادرت بری ودعا کنی حاجتت براورده میشه چون خدا وفرشته هاش میدونن که مادرا برای بچه هاشون حاضرن هفت اقلیم اسمونو از جا بکنن /ضمنا پیشنهاد میکنم در صحنه زندگی دو نقش بازی نکن و بجاش تکه های گمشده وجودتو از قدرت /اراده /سادگی واونچه بهت ارامش میده رسم کن اون موقع میبینی که به جای پنهون کردن یه نیمه وترس از هویدا شدنش /دیگرون از مقایسه تصویر ی که از دیروزت داشتن با شخصیت تکمیل شده امروزت وبا پی بردن به قدرت اعتلا تو احترامی فراتر از خواسته ات برات قایل میشن @ میبوسییمت
fateme
شنبه 13 آذر 1389 11:46 ب.ظ
فاطی جونم ما بخوایم به مامانامون راست بگیم که زندگیشئن جهنم میشه!



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات