Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 11 آذر 1385-03:12 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

تولددددد

1،2،3...چراغ ها خاموش...

قرمز، آبی، زرد، سبز،آبی،قرمز،...(رقص نور)

حالا دست ها همه باهم بالا..سوت ..كف..هوراااااااااا به افتخاره نی نی یك ساله مون...وبلاگ آبجی كوچول

خوب دیگه فكر كنم فهمیدین جریان از چه قراره...امروز وبلاگ آبجی تون یك ساله شد... چون دختره دیگه امروز می تونه راه بره ،تازه چند تا از دندوناش هم در اومده(حتما می دونین رشد نی نی های دختر بیشتر از نی نی های پسر،پسر های وبلاگ دار آگاه باشن كه اونها حالا حالا ها راه نمی افتنSmiley!!)

دوستان عزیز خیلی خوش اومدین...امیدوارم كه خوش بگذرهSmiley...كیك تولد را هم الان میارم..خوب یه لحظه وایسا..آهااا اینم از كیك..كی رقص چاقو بلدهSmiley؟؟!!باشه..به نوبت... شاواش شاواش..هزاری بپاش كنس نباش...

خوب بسه دیگه زیاد رقصیدی..حالا اندی یه چیزی گفت تو كوتاه بیا...یواش به همه میرسه...TaVaLoD

كیكتو خوردی؟!خوش مزه بود؟!نوش جونت..بشه گوشت بچسبه تنت ...

خیلی لطف كردی كه تو این یك سال منو همراهی كردی...انشالله جبران كنم...مرسی از نظراتت...از حرف های قشنگت..مرسی كه پول نتو واسه من خرج كردی...(به صورت مفرد نوشتم كه  هر كسی به خودش بگیره)

امیدوارم منم آبجی خوبی برات بوده باشم..حرفام شادت كرده باشه..از لحظاتی كه در اینجا گذروندی راضی باشی...یه چیزی  گیرت اومده باشه و دست خالی از وبم نرفته باشی (از بحث های فلسفی Smileyبسیار حیاتی كه تو وب مطرح می كردم )

امروز 133 مین مطلبی كه  می نویسم...777 تا نظر داشتم ...10500 تا بازدید كننده...از همه ممنونم..

نظراتتون بهترین كادو هایی بود كه تا حالا گرفتم.همه نظراتو سیو كردم..هر وقت دلم می گیره می شینم می خونم...

خیلی جاها خوشحال میشم..خیلی جاها هم ناراحت..اینكه بعضی ها چقدر تغییر كردن و دیگه احوال هم نمی پرسن..بعضی از دوستان وبلاگ نویس كه بخاطر مشغله دیگه نت نمیان یا اگه میان وب نمی نویسن یا من از شون خبر ندارم...پیغام های خصوصی هم چند موردشون كه دیگه آخرش بود...

می خواستم امروز به مناسبت 1 سالگی در اینجا را ببندم و برم...ولی دیدم اگه حتی یك بازدید كننده هم نداشته باشم،من باز باید به خاطر خودم و عادتی كه  كردم ادامه بدم . ولی تو هم نظرتو در مورد بستن اینجا بهم بگو اینكه خوشحال میشی از اینكه من برم یا ...

دلم می خواد همین جوری كه تو این مدت پیشم بودین در ادامه راه باز با هم باشیم و تنهام نزارین...دوستون دارم...

فراموشتون نمی كنم..تو هم یادت باشه كه یه موقعی یه آبجی كوچول بود..Smiley



نظرات() 
نوع مطلب : عمومی 
مهدی
جمعه 11 آبان 1386 03:11 ق.ظ
سلام-من مهدی 22 ساله هستم-مهندس صنایع ام-امروز داشتم دنبال مطلب در مورد علم رباتیک میگشتم که اسم وبلاگ شما به چشمم خورد- وبلاگتون رو که دیدم دیگه یادم رفت در مورد روبات مطلب بگیرم-همش نشستمو وبلاگ شما رو خوندم-تا حدودی با روحیات شما آشنا شدم-واقعا شما مهربونو دوست داشتنی هستین-دوست دارم خوصوصیاتی رو که در شما دیدم همسر آیندم این خوصوصیات رو داشته باشه-اگه دوست دارین با هم بیشتر آشنا بشیم یه ایمیل واسه من بزارین-ممنون میشم-بابای
Jopiter
شنبه 18 آذر 1385 06:12 ق.ظ
جشن تولد یکسالگی مبارک باشه ابجی کوچولو
راستی تو آبجی کی بودی؟
از این شکلکها چرا نداری؟
چرا وبت اینقدر قشنگه ؟
چرا به ماری شیطون سر نمیزنی؟
من
من منم
تو وب کلبه ماری شیطون برای خودم سوراخ موش دات کام را انداختم
دیگه دیگه؟
حیف که شگلک نداری
(-:

آبجی در جواب آرمین
جمعه 17 آذر 1385 10:12 ق.ظ
مرسی از بابت گذاشتن كد ها...ولی شكلو قیافه اشو مگه تغییر دادی؟؟هر چی خودت می دونی خوشگل تر بزار ..مرسی..من كسی را نمی شناسم بنابراین رای نمی دم...آرش رضایی كیه؟؟
...
شنبه 11 آذر 1385 06:12 ق.ظ
سلام.
من دیگه اینجا نظر نمی دم ...
خداحافظ.



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات