Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 14 مهر 1385-12:10 ب.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

دالتون ها

فردا هر 4 زنگ را امتحان دارم.زیست 2فصل بزرگ ، شیمی(آنیون ها وكاتیون ها)،زبان فارسی وریاضی.امشب هم دو سری مهمون داریم . فكر كنم روند كلی خونه ما را فهمیده باشین كه اگر یه روز مهمون نداشته باشیم اون روزمون شب نمیشه. جالبه كه فقط زمان مدرسه هم به ذهنشون می رسه كه خونه ی ما بیان . چون فقط منم كه در خانواده پدریم و دوستامون مدرسه میرم وهمه شون بچه هاشون بزرگن.روزه گرفتن توی روز های جمعه هم كه خیلی سخته ، حداقل وقتی میری مدرسه با فعالیت كردن زمان زودتر میگذره. غروب های دلگیر جمعه  پائیز را هم بهش اضافه كنید(تازه منتظر یكی هم باشی).خوب دیگه الان فكر كنم شرایط منو درك كردین . پس ادامه متنو بخونید.

دوست عزیزم مریم جون هم اسم وبلاگشو تغییر داد به خاطرات شیرین دبیرستان و می خواد اتفاقاتی كه برای ما 4 تا در روزهای مدرسه رخ میده را بنویسه (الان یه اسم جالب به ذهنم رسید برای گروه مون::دالتون ها::جالبه مگه نه؟؟!!) یادتون دالتون ها هر چی قدشون بلند تر میشد خنگ تر می شدن؟ دلم برای مارال بلند قد ترین عضو گروه میسوزه...

عمران صالحی كه شاعرو طنز پرداز موسسه گل آقا بود رفت پیش دوستانش (خدا بیامرزدش) ولی پیشنهادی كه برای شما داشتم اینه كه یه سر به لینك كنار كه نوشتم گل آقا بزنید و مطالبی را كه درباره ایشون ومرگ نوشتن را بخونید.چیزهای جالبی پیدا می كنید.

از فیلم های ماه رمضان فقط :صاحبدلان : را نگاه می كنم خیلی جالبه.مخصوصا دیالوگ هایی كه رد و بدل میشه .از بقیه هم شنیدم كه زیر زمین قشنگه.خوش به حال كسانی كه وقت دارن ونگاه می كنن.من كه تا افطاری می خورم می پرم تو اتاقم وتا 12.30 شب بیرون نمیام.(صاحبدلان ظهر ها تكرارشو می بینم .)

برای همه چی كه در بالا نوشتم (امتحانم + پایان انتظارم) دعا كنید....

 



نظرات() 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic