Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 6 مهر 1385-09:09 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

بازهم تصادف(دسته جمعی)

دیروز صبح با سرویس جدیدمون كه یه RD تازه از كمپانی در اومده است راهی مدرسه بودیم )روز اولی بود كه می اومد دنبالمون ) پشت چراغ قرمز جعفر آباد (چه جای خوبی) بودیم . من وماری و مرمر عقب و مهسا هم جلو بود و شانس آورد كه كمربندشو بسته بود چون یه بنز قدیمی كه به قول مریم 2 سال از ماموت بزرگتره  و چراغ و بوق و ترمز برای این ماشین معنی نشده هنوز، از پشت محكم زد به سرویس مااونم 2بار . ما می رفتیم جلو و برمی گشتیم . من محكم مریم گرفته بودم واگرنه الان رو شیشه ماشین بود ، گردن و كتفش هم گرفت درد. حدود 20 دقیقه ای تو ماشین موندیم وبعد رفتیم مدرسه. حالا تو ماشین هم تو اون لحظات هم می خندیدیم وهم می خواستیم جلوی راننده بدبخت ضایع بازی در نیاریم (استاد بازیگری در همچین مواقعی هم مهسا است كه خودشو سریع غمگین نشون داد و با راننده همدردی می كرد ) .

دبیر های مرد مدرسه مون جز 3 تاشون از مدرسه رفتن..بر طبق دستور جدید تعداد دبیرهای مرد در دبیرستان های دولتی دخترانه از 3تا نباید تجاوز كنه ...امسال ما سال سومی ها 7 تا دبیر خانم جدید داریم كه یك از یك.....

 این 5روزه سر اذان ظهر هرچی را دعا كردم تا عصر مستجاب شده . به نظر شما خوبه یا نه؟!



نظرات() 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات