Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 2 مهر 1385-05:09 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

هفته اول مهر

اول مهر هم دیروز اومد . می خواستیم بعد از 3 ماه با دوستان خوش بگذرونیم كه با تغییر كلاس بچه هایی كه پارسال باهاشون  بودیم به یك افتضاح تبدیل شد .منو مارال و شقایق توی یه كلاس بودیم ،مهسا شیرازی هم اون یكی كلاس ، مریم هم كلاسشون افتاده طبقه پایین ،لاغر بود حالا با این آمد و شد هایی كه برای دیدن ما به بالا می كنه می ترسم چیزی ازش نمونه...ولی امروز خوب بود با كلی اعتراض كردن و پارتی بازی مارال افتادیم تو اون كلاسی كه می خواستیم و حالا جمعمون جمع فقط مرمر كمه كه اونم تقصیر خودشه كه رفته ریاضی (البته خوش به حالش كه ریاضیه)

مسئولیت سرویس پیدا كردن هم به من محول شده كه الان پیدا كردم.

امروز روزه بودم(سر سفره افطار منو از دعاتون محروم نكنید )،گرسنه ام نیست ولی چون بیكار بودیم زیاد حرفیدم و تست زدیم الان مغزم كار نمیكنه.

لینك های محترم از این به بعد منتظر باشید بابای من بیاد براتون نظر بده . جدیدا میاد میشینه پای لپ تاپ و كامپیوتر (اونم 4-5 ساعت )هیچ كدوممون جرات نداریم بگیم پاشو كه ما بشینیم . دیروز وبلاگ منو ،آقا فرشید (اون قدیمی پرشین بلاگ )و دنج را خونده بود و من افتخار بهترین وبلاگ را كسب كردم . بعدش اومده بالا به مامانم میگه :دور اینكه فاطمه دكتر شه را باید خط بكشیم من مطمئنم نویسنده میشه . منم رفتم روی نطق و گفتم :آدم باید همه هنرها را با هم داشته باشه من دكتر میشم بعدش كتاب خاطرات زندگیمو چاپ می كنم .( به نظر خودم و تنها كسی كه دفتر خاطراتم را خوانده خاطره نویس خوبی هستم ، اون شخص بعد از اینكه خوندش گفت مثل فیلم كه از جلوی چشمم رد میشه ، دوست دارم به یه عزیز دیگه ای این دفتر را بدم تا خدا چی بخواد )

همه اینها می دونین تحت تاثیر چیه ::كتاب عطر سنبل ، عطر كاج ::یه دختر ایرانی كه خاطرات زندگی خودش و باباشو توی آمریكا نوشته ،خیلی خنده دار حتما بخونینش....

در مورد قالب  هم نظرتون را بگید ...



نظرات() 
آرمان
سه شنبه 4 مهر 1385 11:09 ق.ظ
ممنون از این همه سر زدنت..میبخشی وقت نمیکنم کامنتهات رو جواب بدم..راستی قالب جدید مبارک..گذاشتی به دنیابیاد بعد خبرمون کنی؟...باشه...



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات