تبلیغات
خونه آبجی کوچول | My Souvenir's - چقدر تلخه



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 28 مرداد 1385-06:08 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

چقدر تلخه

چقدر زشته كه ادم فقط زمانی كه در شرایط روحی بدی قرار داره ناراحتیهاش رو با دیگران تقسیم كنه و بعدا همه چیز در زمان شادی یادش بره . تلخه ولی حقیقته. چقدر زشته كه ادم گذشته رو خیلی سریع از یاد ببره. تلخه ولی باز هم حقیقته. حقایق زندگی تلخ تر از اونی هستند كه طعمشون از یاد بره...



نظرات() 
نوع مطلب : عمومی 
How can you get taller in a week?
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:08 ق.ظ
Hi, of course this piece of writing is truly nice and I have learned lot
of things from it about blogging. thanks.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:07 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I came across this board and I find It really
useful & it helped me out a lot. I'm hoping to provide something again and aid
others like you helped me.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:13 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience
with something like this. Please let me know if you run into anything.

I truly enjoy reading your blog and I look forward to your
new updates.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 03:25 ب.ظ
Normally I do not read post on blogs, however I wish to say that this write-up very
pressured me to try and do so! Your writing style has been amazed me.

Thank you, quite great post.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 02:23 ب.ظ
Pretty! This has been an extremely wonderful post. Thank you for providing this info.
فرشید
دوشنبه 30 مرداد 1385 09:08 ق.ظ
سلام!!!قشنگ بود اون آدمی كه این جوری باشه آدم نرمالی نیست!!!!!
maryam
دوشنبه 30 مرداد 1385 08:08 ق.ظ
fati ali bodddddddddddddd
آرمان
یکشنبه 29 مرداد 1385 10:08 ق.ظ
مگه قرار نبود از عروسی بگی؟...چی شد؟
آبجی در پاسخ به سروش
یکشنبه 29 مرداد 1385 12:08 ب.ظ
آره مال خودم من اگه ناراحت باشم از این چیز ها به مغزم خطور میكنه...ولی خودم دوست ندارم ...من دوست دارم ساده و طنز گونه بنویسم...
امیر
یکشنبه 29 مرداد 1385 08:08 ق.ظ
سلام
وچقدر قشنگه كه آدما وقتی یه نفر غمگینه تنهاش نذارن و در كنارش باشن.فراموشی هم همیشه بد نیست گاهی وقتا لازمه.
وبلاگ خیلی قشنگی داری.
خوشحال میشم به من سری بزنی.
موفق باشی
مریم
یکشنبه 29 مرداد 1385 05:08 ق.ظ

... و چه زشته که آدم فقط تو شادیهای دیگران باهاشون سهیم
بشه و تو مشکلات تنهاشون بذاره ...

آی دی تو اَد کردم
سروش
شنبه 28 مرداد 1385 11:08 ق.ظ
نه دیگه ....
بعضی مواقع (فراموشی) کمکمون می کنه تا یادمون بره....
می خوام یه کتاب در مورد فراموشی بنویسم...
یادم بنداز در موردش بنویشم...
سروش
شنبه 28 مرداد 1385 07:08 ق.ظ
سه تا از پست هات رو نخوندم..دی سی می شم و می خونم.....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر