Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1385-06:07 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

تعارف چایی

كلاس اول دبستان بودم . تازه اسباب كشی كرده بودیم به خونه جدید. و خانواده مامانم تشریف فرما شده بودن برای دیدن خونه . مهمون ها زیاد بودن . دایی هام و خاله هام همه بودن. من چای آوردم ( یاد بگیرن از همون بچگی خانم خونه بودم ) كه برای تعارف چای به دختر خالم رسیدم . گفت نمی خورم .گفتم : مریم جون بخور چای دیروز . كه یكدفعه صدای خنده حضار و مامانم كه از تو آشپز خونه قسم قرآن می خورد كه الان دم كرده به گوش رسید....

بابای من همیشه محض شوخی وقتی مامانم چای بهش میدا د میگفت: چای دیروزه؟ و مامانم می گفت : آره... به همین خاطر من فكر میكردم چای دیروز یه نوع چای خوشمزه است ( كه كلی كلاس داره )

یه بارم موقع فوت مادر زندائیم ، خانم های كارمند های دائیم برای عرض تسلیت به خونشون میرن . موقع پذیرائی دختر دائی هام این امر مهم را به عهده نمی گیرن و سر پسر دائیم یه چادر میكنن تا برای پذیرائئ بره و زندائیم در حال گریه پسرش چادر به سر، میرسه و بهش چایی تعارف میكنه و از خنده ...هیچی دیگه آبرو ریزی...



نظرات() 
مریم
دوشنبه 9 مرداد 1385 08:07 ق.ظ
مرسی از اینكه به یاد من هستی
راستی رضا یا علیرضا؟



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات