Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 6 مرداد 1385-07:07 ق.ظ

نویسنده :آبجی کوچول

افتادن

نی نی كه بودم خیلی ظریف و ریزه میزه بودم و راست كارم افتادن از بلندی بود.10 ماهگی یه بار توی پله های حیاط وایساده بودم كه باد اومد و منو با خودش برد و 4 تا پله منو پرت كرد پائین .2 ماهگی از تو بغل داداش حمیدم افتادم. بنده خدا انقدر منو نداده بودن بغلش كه وقتی منو برای اولین بار میگیره از دستش می افتم .موقعی كه تونستم به صورت 4 دست و پائی از پله ها بكشم بالا، به طرف در بام راه افتادم و در هنگام سقوط مامانم رسید وتونست منو به كمك موهام نگه داره ولی تك تك تارهای سرم به صدا در اومده بودن و جدا شده بودن.   

 8ماهگی موقع خروج از پاساژ سعید ، چون رو پله ها برف بوده و مامانم پاشنه بلند پاش بوده  به اتفاق سر می خوریم و مامانم دستش می شكنه ومن به خاطر تجربه ای كه داشتم و مقاوم شده بودم هیچی به سرم نمیاد .

 البته بیشتر از اینها خدا بهم رحم كرده مثلا از تو بغل دختر عموم و ... ولی زیاد می شد تا بعد....



نظرات() 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات